الشيخ المنتظري
546
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« ملكوت » گفته مىشود ، و ملائكه هم در اين عالم هستند ( و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السّماوات ) ( 1 ) مقصود همان سماويّات است كه داراى مثال هستند ; يعنى ملائكه در عالم مثال هستند . 5 - بعد از عالم ملكوت نوبت به عالم مادّيّات كه عالم ما باشد مىرسد ، و به اين عالم اصطلاحاً عالم « ناسوت » و عالم « مُلك » گفته مىشود . پس اگر گفتند عالمِ « مُلك و ملكوت » مُلك اشاره به عالم ناسوت ، و ملكوت اشاره به عالم بالاتر از آن يعنى عالم « ملكوت » دارد . « ملكوت » مبالغه « مُلك » است ; يعنى عالمى كه قدرت و سلطنت زيادى در آن به كار رفته است . « عالم مُلك » يعنى عالم قدرت ، خداوند متعال بر اين عالم قدرت و سلطه دارد ، امّا ملكوت مبالغه مُلك و به معناى قدرت و سلطه بيشتر است كه البتّه اين مبالغه بر اثر وسعت دامنه عالم ملكوت است ، عالم ناسوت همين عالم دنياست و نسبت به عالم ملكوت عالم كوچكترى است و لذا دامنه قدرت خدا در عالم ناسوت كمتر از عالم ملكوت است . به هرحال حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هم در اين جمله خود در مورد آسمان و ملائكه تعبير به « ملكوت » كرده ، و آيا مقصود آن حضرت همين اصطلاح فلسفى بوده يا نه معلوم نيست . حضرت فرموده اند : « و عمارة الصّفيح الاعلى من ملكوته » ملائكه را براى معمور كردن صفحه بالا كه از ملكوت اوست آفريده و اين ملائكه « خلقاً بديعاً » مخلوقات نوظهور و شگفت آورى هستند . « خلقاً بديعاً » به معناى خلق تازه نوظهورى است كه سابقه ندارد ; يعنى اين طور نيست كه قبلاً مثل آن وجود داشته و اين را هم از روى آن ساخته باشند ; يك وقت است مهندسى نقشه يك خانه آماده اى را الگوبردارى مىكند و از روى آن يك خانه
--> 1 - سوره انعام ، آيه 75